نیلــــوفرانه
شروع : ۱/۱۰/۸۹ پایان : ۱۰/۱۰/۹۰ تجربه اش بد نیود اما ضررش از منفعتش بیشتر بود . .. ... شکرت خدا هیچ وقت نمی فهمی نمی فهمی چی میشه که لایق این همه لطف و محبت خدا میشی نمی فهمی با این همه بدی چی میشه که لایق عذاب نمیشی نمی فهمی نمی فهمی که هر چی از خدا خواستی به بهترین هاش رسیدی چه جور میشه که اون مهربون ترین مهربونا می دونه که چی واسه ما خوبه و چی بده و بهترین ها رو همیشه واسه ما میزاره کنار بهترین من مهرداد من گله می کنم از تو به همون مهربون مهربونا گله می کنم که با من غریبی می کنی گله می کنم تو از تمام وجودم به من نزدیک تری از تمام دنیا برای من عزیزتری غریبی نکن با من گل نازم غریبی نکن که اگه هستم دلیل بودنم تویی و اگر نفس می کشم نفس هام گرمه به نفس های تو که بدون تو بدون مردی که بی نهایت عاشقشم بدون تو که تنها دلیل زندگی منی به استقبال مرگ میرم عزیز ترینم اينبار وسط بيابون خداست اينبار ديونه تر عاشقتم يادت نره عشقه خوبم 2 سال با خاطره های جور وا جور آدمای جورواجور.... چه آدمهایی بودن و الان فقط اسمشون توی لینکام هستش سال اول سال دلهره بود سال دوم سال انتظار واسه یه زندگی قشنگ به هر حال دوستای قدیمی.... جه باشید چه نباشید..... تو یادم همیشه هستید.... یا حق پ.ن: وقتی نیستی...موندن تو اتاقی که قبلاً بودی خیلی سخته از کجا شروع شد و دلیلش چی بود هیچ وقت نفهمیدم کجا و کی مستحقش شدم چی شد خدا خواست چی شد که تقدیر سنگ ننداخت هر جا که شروع شد هر چی که دلیلش بود، من به تو، به تو که تکیه گاه محکم منی به تو که مرد خوب منی افتخار می کنم خدایا شکرت اوه اوه... یادش بخیر.... چه سوت و کور.... چقدر دلگیر شده اینجا.... همه چی با گذشت زمان چقدر بد تغییر کرده.... ....بی خیال به نام اونی که هر چقدر نامرد باشم مرد برام خدایا ممنونم از داده و ندادت که به این احساس قشنگم می بالم دوستای با معرفت گذشتم هر جا هستید خوشبخت باشید و پیروز بهترین ها رو براتون آرزو می کنم..... من همون مهردادم.....منتها شاید یه ذره دیونه تر از قبل یا حق من ازین می ترسم، که شبی خاطره ام رخت ببندد ز دلت... ................ حقیقت نوشت: آرزویت را برآورده خواهد کرد آن خدایی که آسمانی را برای خنداندن گلی به گریه می اندازد... می خوام حرف تکراری نزنم Writted by: NeGaR به غربت لحظه های بی تو گرفتارم یار Writted by: NeGaR
::ادامه مطلب::

میلاد تمامی خوبیهاست.
میلاد عشقی که تا عمیق ترین تنهایی هایم رسوخ کرد
میلاد تو
روشنی دل من است
و لبخندت ستاره ی درخشانی ست که در چشمانم می درخشد
عزیز محبوبم
تمامی گل های بهشت کوچکمان پیشکش قدم هایت
بوسه هایم پیشکش خطوطی که در هنگام خنده در گوشه ی چشمان مهربانت نقش می بندد
و تمامی لحظات عمرم پیشکش یک لحظه شادی تو باد
...........................
مهرداد عزیزم، تولد ت را با یه دنیا شادی و با یه قلب پر از عشق بهت تبریک میگم. دنیای من رو زیبا کردی بر روی چشمام قدم گذاشتی و دنیای تنهایی منو پر کردی. مهرداد من همه ی زندگی من ، میلادت مبارک
گل نازم یاد این شعر قدیمیم افتادم
با یاد و عشق تو دباره زمزمش می کنم:
....کاش میشد روز میلاد تورا تکثیر کرد
لای تقویم زمان هر هفته
تا به شوق قدمت چلچله ها
صبح پاییز مرا غرق تمنای بهاری سازند.....

یا که پروانه ی چشم تو به باغ دگری سر بزند.
من ازین می ترسم، که مشامت پی بوی گل دیگر برود
یا که گل های دگر در دل تو غنچه کنند....
من ازین می ترسم، که دلت راه دلم گم کند و پی یک راه نمای دل دیگر برود.
من ازین می ترسم، کودک ذهن تو بازی دگر سر گیرد
وبه یک بازیچه،
هستی ام را به فنا باد دهد....

اما نمیشه
آخه عشق تکرارشم قشنگه
آخه عشق هر چی تکرار بشه پر رنگ تر میشه
آخه عشق انقدر عمیقه که دلو خالی می کنه از حرف دیگه
می بخشی اگه چیز دیگه ای برای گفتن ندارم
عاشقتم
تا بی نهایت
به اندازه تک تک ذرات وجودم
به عظمت خدایی که منو برای تو آفرید
به عمق لحظه های دردناک دلتنگی
عاشقتم
دلم نمی خواد لحظه ای
حتی یک ثانیه کوچک
بدون تو نفس بکشم
زندگی بدونم تو، از هزاران مرگ برای من بدتره
عشق منو تو از جنس این عشقای خیابونی نیست که فراموش بشه
بی دلیل و منطق نیست که کم ارزش بشه
دروغی و از روی هوس نیست که از بین بره
عشق من و تو هدیه ی خداست به قلب نا آرومم
همیشه و در هر مکانی
به تو که انگیزه نفس کشیدنمی
میبالم و افتخار می کنم
برای همیشه
تا ابد
عاشقتم همسر عزیزم

به زندان ثانیه های درد آور نبودن تو
مهرداد من
هستی من
چکونه نفس بکشم وقتی هوای بی تو، هوای سمی هجران است
چگونه نمیرم وقتی جسمم زندگی بی تو را پس می زند
| قالب وبلاگ : پارس اسكين |
