شکرت مهربونم
قشنگترین لذت کاری رو دارم تو این مدت می برم....
باورم نمیشه کار می تونه ایقدر واسه آدم لذت داشته باشه
....
وقتی واسه آقام امام حسین باشه....
وقتی کارم رو فدای قدماش بکنم تا مسجدی که چشم خیلی ها بهش هست ساخته بشه
وقتی می بینم...
مادری مدام برام اسپند دود می کنه....
وقتی می بینم برام قرآن می خونن...
وقتی نگاه پر از مهرشون رو میبینم
و.قتی می بینم عده ای به خصوص پدر و مادر عزیزم ا زم راضی هستن
بهم قوت قلب میدن...
نذر کردم واسه این مسجد...
نذرش رو تو می دونی.....
خدایا به حق همین روزای عزیز دعای تمام دوستای عزیزم
تمام مریضا ی بیمارستان و
تمام دختر پسرایی که یه حس گرم و دوست داشتن مدام بینشون هست.......
هشون رو عاقبت به خیر کن....
الهی آمین
...........................

No Name!

اسمی نمی تونم براش بزارم....
حدی نمی تونم قائل شم....
فقط می دونم بزرگه....
فقط می دونم به قلبم بستست...
کلمه ها و جمله هامو نمی تونم مرتب کنم واسه بیانش...
تو چشام نگاه کن...
میبینش...
می خواد از چشام بزنه بیرون...!
پ.ن:
تقدیم به آن نگاهی که تمام هستی و دلم فدای اوست
طلایی ترین روزها ارزانی نگاه مهربانت و بغل بغل گل مریم پیشکش قلب مهربانت
آییییییییییی...........
بد گفتم
بی خیال همه ی اینا یعنی همون دوست دارم خودمون....
فقط شکرش که بزرگترین فهم رو بهمون داد که تو شرایط خاص بفهمیم همو
..................................
خوب سلام
دوستای همیشه با معرفت خودم
دلتون واسمون تنگ شده بود مگه نه؟
می دونم خیلی دلتنگی می کردید ولی خوب
همیشه خوب بودن من همین مشکلات رو برای شما ایجاد میکنه
پیش خودتون میگید کاش مهرداد اینقدر خوب نبود...
نگار که بدجور اسیر خوبی های من شده
در کل شماها هم جنبه داشته باشید اینقدر دلتنگی نکنید
یه خورده مستقل باشید خجالت بکشید زشته !
دیگه اینکه آها
از همه ی دوستان عزیزم که لطف دارن به وبلاگ بینهایت ممنونم
و یه چیزه دیگه
نگار به خاطر شرایط کار و همین طور اینترنت دچار مشکل شده
نشد واسه جواب نظراتتون کامنت بزاره
به هر حال از همتون ممنونم
حتی شما دوست عزیز !

