و خدایی که در همین نزدیکیست...

و چه بی شرمم از این فراموشی

چه بی شرمم از این  گستاخی

در حضور حضرت عشق...

خدایا...

مرا ببخش..

حتی وقتی که خود نیستم....

وقتی حرمت بندگی بشکنم...

وقتی شیطان افسار شعورم را به دست گیرد

دلم ابریست

تنها تو دانی و دلم

به عظمتت...

رهایم کن از این دل آشوبی...

 

پ.ن:

تازه نیست

قصه ی همیشگی دلتنگی....

قصه ی احساسی که هنوز نتونستم اثباتش کنم

کابوس دل

ادامه نوشته

فرشته ی من

 

ادامه نوشته

تازگی های دل

منو ببخش عزیزم

اگه دوری...اگه دورم...

اگه دلت تنگ میشه....اگه دلم تنگ میشه

اگه یه وقتایی دلت می گیره و پشتت سرد میشه....

اگه غم تنهایتو تو نگات پنهون می کنی که ازش با خبر نشم...

حضورم رو احساس نمی کنی....

احساست رو با تمام وجودم می فهمم....

همیشه به داشتنت افتخار کردم....

به عشقت...

به ایمانت...

اگه نفسی هست اگه شوقی هست

فقط دلیلش تویی

تا ابد جات تو وجودمه ...

پ.ن:

وبلاگم بالاخره یک ساله شد....

یک سال با تمام خاطرات خوب و بد..

مثل یه دفتر خاطرات...

با خیلی از کسایی که تو آرشیو نظراتم بودن اما الان نیستن..

هر جا هستن خوشبخت باشن...

از همتون ممنونم.....

پ.ن1:

فردا اول ماه رمضونه....

فوق العاده خوشحالم....

یه خواب...یه تحول.....یه دلگرمی  ...

یه نشونه ...

ذوق کردم

این ماه می خوام حسابی سبک شم

خدایا ممنونم ازت....خیلی دوست دارم

 ..............................................

الا بذکر الله تطمئن القلوب

 

دوست دارم

قلب من و تو را،

پیوند جاودانه مهری ست در نهان.

پیوند جاودانه ما نا گسسته باد!

تا آخرین دم از نفس واپسین من،

این عهد،

بسته باد ...

پ.ن:

تو بخون عزیزم

ادامه نوشته

دلتنگ نامه !

 

ادامه نوشته

شمارش معکوس 2

ثانیه ها جایشان را با هم عوض می کنند...

بر شانه ی دلم بغضی سنگین سوار است...

حادثه ای متفاوت رقم خواهد خورد...

حادثه ای که فاصله را برای همیشه می کشد

حادثه ای که دستانت را تا ابد در دستانم قرار می دهند...

حادثه ای که دلتنگی هایم را با قلبت تقسیم می کند...

حادثه ای که ابدیت را برایمان هدیه می کند

کاش زود بگذرد...

گویا تا جانم را نگیرد اتفاق نمی افتد

دلم آرامش مطلق می خواهد....

پ.ن:

دارم میام...

خدایا هوامو داشته باش عشقم

دارم دیونه میشم !

تو راه می خوام فقط آیت الکرسی بخونم تا آروم شم

 

حقیقت دل

تو چشات زل می زنم...

چشاتو به چشام می دوزی...

5 ثانیه....

10 ثانیه....

...

..

20 ثانیه....

سرت رو می ندازی پایین...

اما من هنوز دارم به چشمات نگاه می کنم

به نجابتی که داره دیونم میکنه....

دستام میان طرف دستات....

دلم داد میزنه

دیدی بالاخره خوشبخت شدم؟

دیدی گریه هام ...انتظارم

اون موقع که به زور می خواستی ساکتم کنی...

نتیجش این بود؟

.....

آره دلم

حق با توئه

ببخش که اذیتت کردم....

به دنیای جدیدم خوش اومدی

 

پ.ن:

هنوزم وقتی اسمم رو صدا میزنی....

یه چیزی ته دلم می لرزه....

مث روزای اولمون....

یه عالمه ستارست لای تار تار موهات

یه عالمه عشقه توی گوشه ی نگاهت

توی لبخند لبهات

توی گرمی دستات

توی عطر تنت

احساس من، قلب من ، تمام خاطرات من، همه زندگی منو دزدیدی

نوش جونت