
و خدایی که در همین نزدیکیست...
و چه بی شرمم از این فراموشی
چه بی شرمم از این گستاخی
در حضور حضرت عشق...
خدایا...
مرا ببخش..
حتی وقتی که خود نیستم....
وقتی حرمت بندگی بشکنم...
وقتی شیطان افسار شعورم را به دست گیرد
دلم ابریست
تنها تو دانی و دلم
به عظمتت...
رهایم کن از این دل آشوبی...
پ.ن:
تازه نیست
قصه ی همیشگی دلتنگی....
قصه ی احساسی که هنوز نتونستم اثباتش کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ ساعت 19:11 توسط M.e.H.r.D.a.D
|