هميشه

آخر راه

با همه ي درد هاي بي پايان و روز افزون

وقتي نفست در نمياد

وقتي لحظه هات دونه دونه خشك ميشن و از درخت زمان ميريزن

بدون اينكه معني زندگي رو حس كني

وقتي اميدي نداري

وقتي ذهنت درگير بود و نبود شده و از  هزار تا راه ممكن يكي هم برات هموار نيست

وقتي حتي اميدي به فردا نداري

...

وقتي صداتو ميشنوم

تازه ميشم و اميد توي رگ هاي تنم جوونه مي زنه

قلبتو كه باهام حس مي كنم مي تونم جلوي دردام وايسم و بگم اون با منه به هر قيمتي

دوستت دارم

.

Writted by:NeGaR