تلخ و شیرین

وقتی پیشمی یادم میره یه ساعتی هم هست
که عینه برق میگذره
یادم میره زمانم خیلی کوتاست واسه کناره هم بودن
یادم میره قلبمو پیشکش مهربونیات کنم
اون لحظه حضورت منو برای یه مدت کوتاه به خوشبختی واقعی میبره...
به حالی که یادم میره تا چند ساعت بیشتر دووم نمیاره....
آره تا قبل رفتنم.....
بوی رفتن که میاد....
یه حس خیلی بد....یه جور شکنجه ی روحی منو میگیره....
آخرین نگاه پر از اشکه اون روزت که بدرقم میکنه....منو به مرحله ی جنون میبره
به مرحله ای که می خوام زمان واسه چند ساعت تغییر کنه و من تو اون حال نباشم...
کاش خوشی ها زودگذر نبود....
Writted by: MeHrDaD
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۱۲ ساعت 20:29 توسط M.e.H.r.D.a.D
|